تغییر قدرت و سلطه بین شرق و غرب در طول 2 هزار سال گذشته رخ داده است. از نظر تمدن، فرهنگ، مدرنیته، گاه شرق از غرب پیشی گرفته و گاه غرب بر آن مسلط بوده است. شرق باستان در هنر، فرهنگ، علم، فلسفه و شعر تاریخ شکوفا شد در حالی که جهان غرب در «عصر تاریک» غرق شد. اما پیشگامان امپریالیسم غرب، جهان غرب را از آن ورطه بیرون کشیدند و بر بقیه جهان مسلط شد. همه بخش٬های زندگی به تدریج توسعه یافت. مکانیزاسیون، تکنیک های جدید، روش های جدید، تغییر ترندها و مدرنیته در برابر شرق و غرب گشوده شد. هر دو راه طولانی را طی کرده اند، مراحلی را پشت سر گذاشته اند تا سرانجام در جایگاهی که اکنون هستند بایستند.
تجارت و بازرگانی به عنوان واسطه ای برای گرد هم آوردن این تمدن ها عمل کرده است و تبادل هر تغییری در مقیاس بسیار وسیع صورت می گیرد. لباس، شیوه زندگی و غذا تمدن به تمدن فرق می کند. عوامل مختلفی روندهای حاکم بر جوامع را تعیین می کند. هیچ تمدن بزرگی هرگز جهان وطنی نبوده است، اما تمایز برجسته ای بین فرهنگ، مذهب، هنجارها و عقاید آنها وجود دارد.
لباس های غربی بیشتر نوعی غیررسمی را به نمایش می گذارند، زیرا اساساً یک جامعه سکولار است، بنابراین لباس های آنها ترکیبی از نوع عیاش است. غرب پیشتاز دنیای مد کنونی است. لباس آنها شامل شلوار جین، تی شرت، دامن، شلوار، شورت و غیره است. لباس رسمی حتی به کت و شلوارهای سه تکه محدود می شود. مذهب کد لباس را تعریف نمی کند. چیزی که لباس های غربی را مشخص می کند هر چیزی است که راحت و مد روز باشد. هر چیزی که جذاب باشد، اندازه باشد، بدن را می پوشاند پوشیده میشود. اروپایی ها نیز همین روند را دنبال می کنند. لباس های ترکیبی که فقط با ملزومات تزئین شده اند در هر نقطه ای از غرب ترجیح داده می شوند. لباس های غربی توسط تفکر لیبرال و ذهن آزاد ارائه می شود.
برعکس لباس شرقی اگرچه به سرعت در حال تغییر است، سنت و فرهنگ را به تصویر می کشد. اعتقادات مذهبی، تعهدات فرهنگی، سنت ها کد لباس پوشیدن در شرق را تعیین می کنند. لباس پوشیدن سنتی و مرسوم امری حیاتی تلقی می شود تا آنچه را که ذهن شرقی به آن باور دارد و می خواهد نسل به نسل منتقل کند، حفظ کند. واقعیتی که نمی توان انکار کرد این است که اکنون غرب و شرق شروع به اتخاذ یک الگوی جدید و مدرن از لباس کرده اند که ترکیبی از همه فرهنگ ها است.